طفلی در جستجوی اغوش پدر ومادر

Posted on at


طفلی که داکتران به جای پدر ومادربالای سرش اشک ریختند


حکایت از طفلی دگر نیست به جزء از ابوذر فرزند سردار احمد ،ژورنالیستی که پرکشید!



طفلی دو ساله که در جریان حمله ئ ظالمانه ئ طالبان ستمگربر هتل کابل سرینا تکه تکه شد وجسم نازنین ونهیفش پارچه پارچه گردید،طفلی که در نخستین گامهای زندگی اش تکیه گاه وسایه بانش را از دست داد ،طفلی در آغوش مادر،درهمان عُنفُوان کودکی نابودی پدرومادر را به چشم دید وپنج زخم عمیق وکاری را در جسم وروحش به یادگار نگه داشت و ماند


.


ابوذر بعد ازاین جراحات به کُما رفت ،هنگامی که به هوش آید واز بستر بیماری برخیزد چه خواهد گفت؟چه خواهد کرد؟جزء از آواز لرزان مادر مادر از ترکیدن بغز گلوی طفلی یتیم ،تپ وتلاش در جستجوی یافتن آغوش گرمش ،کجاست پدری که دستش را بگیرد ودلداری اش دهد که مادرت ستاره شده و به اسمان پر کشیده ؛اما صد افسوس وهزار افسوس که او خود پیشتر به میان ستاره گان پر کشیده است .دنبال همبازیانش میگردد تا دردش را با همیاری وباهمی آنها تسکین بخشد ،ولی جزء درد ورنج یتیمی ،فراغ خواهر وبرادر،تنهایی وبی کسی یاروهمراهی ندارد.



چیست علت این همه درد وامتحان؟این همه سختی وآزمایش .فقط این را حس می کنم ودرمیابم که؛ نشانه ئ قوت خداوندی است که ازمیان اجساد مرده وبی جان دوباره جوانه ئ زندگی را می رویاند ،جانی دوباره می بخشد تا این طفل یتیم ،رشد کند وبزرگ وجوان گردد .نمی دانم آیا پر پر شدن پدر ومادر را از یاد می برد؟آیا میتواند سر پا بایستد ؟آیا می تواند آرزوهایی که والدینش برایش داشتند به واقعیت مبدل سازد ؟آیا تلخی کینه وانتقام در رگ رگ وجودش ریشه می افگند وآیا با عزمی راسخ ومحکم تر از سنگ می ایستد وگام برمی دارد .خدا خود می داند وبس!



این ظالمان نام خود را از چه طالب ماندند ؟طالبِ چه هستند ؟از قتل مرد وزن وطفل بی گناه چه عاید ایشان می گردد؟ انسانهای بی گناه و مظلوم را به قربانگاه کشانده وبا سر بریده ئ آنها عید قربان شان را برپا میکنند،بعد از قربانی جشن وپایکوبی می کنند!آخر چه؟گرچه از بزرگ مردان دولت مان که نمی دانم از سر چه با آنها مدارا می کنند کاری ساخته نیست،ولی ایمان دارم ،یقین وباور دارم به خدایی که بر همه چیز داناست وعدالت می کند .ابوذر تنها نیست ،ابوذرها آمدند و رفتند وباز هم می روند ،تمام فرزندان این مرز وبوم خواهران وبرادرانت اند وتو را به نام فرزند شهیدی که فدای میهنش شد می شناسند وبزرگت می دارند وکنارت ایستاده اند.



خدایا کمک مان کن واین بار تلخی و مشقت را زودتر از دوش مان بردار و در صفی که


زندگی آرام عطاء می بخشی جلوتر بیانداز، دیگر تحمل از دست دادن عزیزی دگر را


نداریم.


 



160