فصل های سال زنگیم

Posted on at


فصل های سال زنگیم



بهار



بهار زیبایم!بعد از سردی به سویم می آیی ومرا با دستانی سبز وشگوفه های رنگی در آغوش میگیری وزندگی را برایم زیبا ورویایی میسازی . برای قدم زدن در جاده های زیبا وسبز، باران را ارزانی میکنی وبوی زیبایی رابه مشامم می رسانی،میله ی گل سرخ را هدیه داده ومرا به سوی کوه ودشت وصحرا می کشانی وبرایم انرژی مثبت هدیه میکنی.


 


تابستان



تابستان فصلی گرمتر ولی با باد های موسومی گویی موج ها را نوازش کرده وموی های برافراشته ام را بوسه زده وحرکت میکند.


فصلیست با برکت ومثمر.در این فصل درختان میوه هارا مانند نوزادانی برایم ارزانی میکنندو خالی از میوه میشوند.


غروبش از طلوعش زیباتر جلوه میکند.


 


خزان



در جاده ای خلوت وپر از سکوت، روی برگ های زرد پائیزی قدم گذاشته وبه قدرت خدای بزرگم می اندیشم وبه افتادن برگ هایی که در فصل بهار شاداب وسبز بودند می نگرم وبه خزان عمرم فکر میکنم که اندک اندک نزدیک میشود ومرا به فصل دیگری میبرد.


 


زمستان



سوزش سرمای آن گاهی مرا نوازش میدهد.وگاهی بی رحمانه آرامشم را بر هم میزند.زمانی که برف میبارد با آن دانه های الماس مانند، مرا برای زندگی جدید امیدوار میسازد.و باران آن گاهی باعث فایده وگاهی باعث تباهی دوستانم میشود وآنهارا از من دور، دور میبرد وباعث غم درونیم شده ومرا آزار میدهد.اما باز هم دوستش دارم بازمستان خاطره هایی رنگارنگ دارم ودر سه فصل دیگرمنتظرش هستم.....



About the author

MarjanOsmany

Marjan Osmany was born in Herat, Afghanistan. she is studying in 12th class. Interested to internet and education.

Subscribe 905
160