عاشق ام به مثل کودکی که به آغوش مادرش عشق میورزد

Posted on at


به تنهایی به مثل طفلیکه به آغوش زانوی مادرش عشق میورزد , عاشق ام.
آمدم در اتاقی که گوشه ترین از اتاق های منزل ما بود در را سخت بستم کسی جز وجود تنهایم نبود , حتی سایه ام ناپدید بود خدای یکتایم حاضر و ناظرم بود



از گروپ که از من بسیار دور و بالای سرم بود خسته بود گروپی که همه جا را کمتر از روز روشن نمیکند من یک شمع غریبان را در کنار میخواستم تا که آن شمع چشمم را آئینه تمام نمای خود بسازد بسیار نزدیک به من باشد درست در مردمک چشمم شعله افشانی کند آئینه صاف و صادق تا حلقه های چشم مرا که از گریه بیست و چند ساعته بودم برایم نمایان میکرد از لبخند پرریا و بی مهر و نمایشی ام خسته بودم قطره اشک صادقانه به چشم آشفتهء خود میخواستم از قلمی که در وقت نوشتن با آن هیچ زحمتی را متحمل نمیشدم دلگیر بودم یک نی با جوهر جداگانه میخواستم تا وقتی که ب را کش دار مینوشتم صدای قش قش اش گوشم را نوازش میکرد و برایم از آهنگ شاد روان احمد ظاهر هم خوشایند تر بود , از زندگی های مدرن گلویم بعض گرفته


....



زندگی ساده با فامیل سه نفری کوچک و آغوش گرم مادرو دست نوازش پدر میخواستم تا همه دردهایم را فراموش کنم از رفتن بر سر مقبره پدری که از آن با خود , خاطره ء یک لحظه ای ندارم , دلگیرم.........
پدری که در یک سالگی من را رها کرد و با خاک هم آغوش شد , حق نداشت بالای من و برادر یک دانه ام نام یتیمی می نهاد و بر سر مادرم اسم بیوه گی.... نه حق نداشت اصلا حق نداشت....
ازبی خواهری ام خسته بودم از بیماری که جیگر پدرم را احصار و از داکتریکه سبب مرگ اش شده احساس انزجار و تنفر دارم....
خدا خواست تا همین که خودم را بشناسم با درد و مرض های بی درمان مادر آشنا شوم تا شاهد درد نهان برادر و لب بسته و چشم پر درد اش میبودم که هیچ مهر و محبت و نوازش را تجربه نکرده بود باید در 17 سالگی همینقدر درد مند میبودم تا شعرعاشقانه و پر درد از جور زمانه مینوشتم اما با این حال خدای یکتایم را سپاس گذارم و میدانم و یقین دارم که درد تر از من هم است خدای را هزار با شکر از این که تن سالم دارم , از اینکه قدرت سخن گفتن و راه رافتن را دارم تا در هر لحظه زندگی در هر قدمی که برمیدارم نشانه های خالق یکتایم را میبینم و میتوانم همه دنیا را با چشمان کوچکم نظاره گر باشم. خدای متعال را شکر گویم که این بنده حقیرش را در هیچ حادثه ای فراموش نمیکند و هر لحظه به یادم است



من هم به یادتم پروردگارم
اقدس خراسانی



About the author

womensannex-kabul

Women's Annex Kabul is a blogging and film platform that empowers the women and children of Central Asia with a "pay for content" model where bloggers and filmmakers get paid based on their Buzz (performance) Score. Monthly payouts on Women's Annex can range from as little as $5 per month…

Subscribe 2025
160