درست بنویسیم

Posted on at


در زندگی روزمره ما، که به چندین مرتبه با قلم و کاغذ سرو کار داریم اکثر وقت ها اتفاق می افتد که آنچه را که ما از زبان خود تحریر می داریم کلمه های بیرون از فرهنگ و ادبیات مان می باشد که از نگاه ادبی و در ادبیات و نامه نگاری به صورت قطعی نا درست و دور از فرهنگ فارسی دری می باشد بر علاوه، به کار بردن نا درست واژه ها و جمع نمودن آنها نیز در بعضی جاها توام با اشتباه می باشد .

هر نوشتار ادبی رسمی اگر کوچکتر از یک اثر ادبی هم باشد در خود نیازمند رعایت اصول و قوانین مرتبط به آن است ، زیرا عدم رعایت قانون مندی نوشتاری در یک نوشته چه یک اثر ادبی هنری بزرگ و حجیم باشد ، چه یک مکتوب رسمی اداری ، ضمن این که از محتوا و درون مایه آن میکاهد زمینه ساز نارسایی ها و مشکل های جدی در خوانش پیام گیری از آن نوشته نیز می گردد.

هر نوشته را زمانی میتوان ادبی و معیاری خواند که در فورم و ساختار آن اصول لازمه ی یک نوشته ی ادبی که در نظر داشت همان فن نوشتاری است ، رعایت شده باشد در غیر آن بیشتر از یک پیوند گونه ای واژه ها و عبارت های مستقل و غیر مستقل چیزی نخواهد بود .

روی این اصل خاستم به منظور همکاری در جلوگیری از کاستی هایی که در بعضی نوشته های دوستانم به ملاحظه می رسد به نوشتن قسمت بسیار اندک از اصل های نگارش در زبان فارسی دری اقدام نمایم و در اینده به قسمت های دیگر این موضوع نیز اشاره خواهم کرد ، به امید ممد بودن این نوشته:

در نخست می خواهم به چند اصل مهم و ضروری که نادرست است  و در عصر حاضر نیز در شبکه های مختلف رادیو و تلویزیون و دیگر جاها مورد استفاده قرار می گیرد چند نمونه و مثال بیاورم

از جمله مرکب نوشتن بعضی از کلمه ها که باید به صورت ذیل نوشته گردند :

جستجو »»» جست و جو                دلداده »»» دل داده         

غولاسا »»» غول آسا                   زبانشناسی »»» زبان شناسی

و یا کلمه های مرکب عربی مثل:

عنقریب »»» عن قریب                 معهذا »»»   مع هذا

انشاالله »»» ان شا الله                   منجمله »»» من جمله

کلمه هایی که به (ه) ختم می شود در صورتی که با ( آن ) جمع بسته شوند یا (ی) مصدری بگیرند (ه) را از دست می دهند و با (گان) جمع بسته می شوند و با (گی) حالت مصدری می گیرند وپیوست نوشته می شوند :

تشنه گی »»» تشنگی                  نخبه گان »»» نخبگان

دیده بان »»» دیدبان                  شنونده گان »»» شنوندگان

کلمه های که به (ه) ملفوظ پایان یابد به جز دوم خود می پیوندند:

مه وش »»» مهوش                  ده گان »»» دهگان

در (ه) غیر ملفوظ (که با ه  پیوسته خوانده می شود ) مثل : ـ (تکه ) در وقت اضافت نمودن بین اضافت و کلمه (ی) نوشته می شود :

کاسه آش »»» کاسه ی آش  ، پسته ی تلخ و غیره 

 



About the author

marzia200haidari

Marzia haidari one of the womensannex writer Kabul Afghanistan

Subscribe 124
160