قاضی مسلمین امیر و خلییفه خود را محاکمه میکند

Posted on at


یکروز که حضرت علی ابن ابی طالب (رض) در بازار میگذشت چشمش به قبایش افتاد که در تن یک نفر یهود بود,ازیهودی خواست که قبای اورا بازدهد ولی او خود داری کرد بعد قرار نمودند که نزد قاضی مسلمین(شرحبیل) بروند؛
وقتی نزد قاضی رسیدند اول حضرت علی فرمودند ای قاضی این قبای من است که از پشت شتر من در فلان مکان افتاده و این شخص یهودی آن را پیدا کرده و از پس دادن آن خود داری میکند؛ آن شخص در جواب علی به قاضی
گفت: نخیرمن آنرا اصلا پیدا نکرده ام و مال حلال من است که در تن دارم پس از اینکه قاضی مسلمین حرفهای هر دو را شنید و به دقت گوش داد سوگند یاد کرد که ای امیر المومنین تو راست میگویی ولی من وظیفه دارم طبق موازین
شریعت با شما رفتار کنم و اضافه کرد و گفت: ای خلیفه مسلمین چون تو مدعی هستی باید دو نفر شاهد عادل داشته باشی که گواهی دهند این قبا ملک تو میباشد؛ حضرت علی آزاد کرده خود قنبر و فرزند رشید خود حسن(رض) را به
عنوان شاهد برای قاضی معرفی کرد و آنها شهادت دادند سپس قاضی عادل عرض کرد ای امیرالمومنین من شهادت قنبر را طبق دستور شرع میپذیرم؛ ولی گواهی فرزندت را برای تو قبول نمی کنم؛ حضرت علی فرمود:ای قاضی
مگر تو از عمر ابن خطاب(رض)نشنیده ای که حضرت محمد(ص) فرموده اند:حسن و حسین سردار جوانان بهشتی اند.
قاضی عرض کرد بلی شنیده ام ولی من وظیفه شرعی خود ر باید انجام دهم و در آخر قبا را به شخص یهودی داد ؛ او قبا را گرفت و از اطاق قضاوت خارج گردید و در میان را با خود گفت: امیر مسلمین در حالیکه قدرت داشت بدون
درنگ تمام مایملک مرا از من بگیرد ولی برای احترام شرع خداوند شخصا با من همراه میشود و نزد شخص قاضی که خودش امور قضاوت را به دست او داده و انتخاب کرده است می آید و قاضی آنها بدون اینکه توجه داشته باشد که
این حضرت علی داماد و پسر کاکای پیغمبر آنها و خلیفه برحق آنهاست و بعلاوه این؛ یقینا می داند که قبا مال اصلی اوست و مال من نیست ولی طبق شریعت و قانون اسلام؛ شهادت فرزندش حضرت حسن را نمی پذیرد و بعد از قسم
دادن من قبا را به من تحویل میدهد؛بدون اینکه شخص خلیفه ایراد بگیرد بلکه خوشحال هم میگردد که قاضی مسلمین چنین خالصانه برای خدا کار میکند. پشیمان شد و گفت: عمری که در دین اینها سپری نشود عمر نیست و دوباره به
حضور امیرالمومنین و قاضی بازگشت وبا فصاحت زبان عرض کرد: ای خلیفه این قبا مال تو است و از پشتت شتر تو در همان مکان افتاد من برداشتم و با خود بردم و دین شما بر حق است؛ و همان جا مسلمان شد.
حضرت علی در جوابش فرمود مسلمانی تو بخیر باشد و این قبا با همان شتر در راه خدا به تو بخشیدم و ۹۰۰ درهم نیر به او داد که برای عیالش خرج کند واین شخص یهودی اسلام آوردنش بخیر گذشت و همیشه با علی (رض) بود
تا در جنگ صفین شهید شد.


 



About the author

ghafoor-raoufi

Ghafoor Raoufi was born in Herat,Afghanistan. He is student at law university.

Subscribe 115
160