ذکاوت امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله

Posted on at


درین مقاله مختصر میخواهم که گوشه ای از ذکاوت امام فقه (نعمان بن ثابت) که مشهور به امام اعظم ابوحنیفه است برای برای شما به رشته تحریر بیاورم.


 


روزی جماعتی از مردم که به الله متعال عقیده نداشتند و بر این معتقد بودند که طبیعت زاده خود است و خالقی ندارد و همه چیز خود به خود پیدا میشود که بزرگ میشود و از بین میرود و این طبیعت به این بزرگی خالقی ندارد، با امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله مقابل شدند و اما ایشان را به اسلام دعوت کرد ایشان دعوت اما را نپذیرفتند و امام را مناظره دعوت کردن و گفتند اگر شما ما را قناعت دادید خوب ما هم ایمان میاوریم و مسلمان میشویم.



اما هم به بسیار خوشی مناظره ایشان را پذیرفت و در یک روز مشخص و در ساعت مشخصی با هم قرار گذاشتند.


روزه مناظره فرا رسید و همه منکرین الله به سر وقت به مکان مناظره حاضر شدند و منتظر امام بودند اما امام کمی ناوقت رسید و وقتی که به مجلس وارد شد، همه منکرین بالای امام اعتراض کردند که چرا ناوقت کرد و پابند وقت نبود، امام هم که از ذکاوت خیلی عالی و استعداد خداوندی بر خوردار بود به بسیار نرمی از ایشان معذرت خواست.



گفت: من وقتی به طرف شما میایمدم در کنار بحر یک کشتی بزرگ را دیدم که خودش اموال بار میشد و آنرا انتقال میداد بدون اینکه کسی آنرا بار کند و یا اداره کند و بعد اموال را میاورد و تخلیه میکرد و به همین قسم چند بار تکرار شد و من را متعجب ساخت به همین خاطر آن مینگریستم کمی ناوقت شد.


منکرین الله متعال تمسخر کنان به اما گفتند چطور امکان دارد که یک کشی بسیار بزرگ خودش اموال را بار کند و انتقال بدهد و تخلیه کند بدون اینکه کسی اورا اداره کند.



اما به منتظر همین سوال ایشان بود به بسیار نرمی به ایشان گفت: شما که این سخن را که گفتم باور نمیکنید و معتقد بر این نیستید که یک کشتی بدون اداره کنند خودش بار کند و تخلیه کند و حرکت کند، پس این جهان که به این بزرگی و این نظام منظم و این آمدن روز و شب و این همه چیزهایکه در جهان هستی وجود دارد با یک نظم خاص ،خلاصه اینکه همه این طبیعت با این همه بزرگی آیا ممکن است که بدون اداره کنند و بدون خالق باشد، آیا ممکن است که خود به خود چیزی به وجود بیاید و بزرگ شود و بعد بمیرد.



این سخن امام همه ایشان را غرق در تفکر کرد و بعد از مکثی همه ایشان کلمه توحید را خواندند و به دین مبین اسلام مشرف شدند.


این بود گوشه ای از ذکاوت مرد بزرگ امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله که با یک استدلال خود جماعتی از منکرین الله را به دین مبین اسلام مشرف گردانید.


نویسنده: صبغت الله سنتیار.



About the author

sebghatullah

صبغت الله"سنتیار" فرزند مولوی عبیدالله "پروانه" فرزند مولوی پروانه "سنتیار" روز چهارشنبه عقرب سال 1371 در یک خانواده متدین و روحانی پا به عرصه گیتی گذاشت. در سن شش سالگی شامل مکتب ابتدائیه بی بی حوا شده و دوره ابتدائیه خود رادر مکتب مذکور به اتمام رساند، و بعد دوره…

Subscribe 333
160