یک گنج یک دوست همیشگی نیست اما یک دوست یک گنج همیشگیهیک گنج یک دوست همیشگی نیست اما یک دوست یک گنج همیشگیه

Posted on at


زندگی ما را مصروف خود ساخته است در زندگی بعضا یگ جایزه نیز به ما داده میشود در بین بهترین های ان یکی دوست است دستگیر مهربان تنها کسی که میتوان سر روی شانه اش گذاشت گریست خوب کسی که زمانیکه گریه میکنی قلب او نیز درد میکند زمانی که اشتباه از تو هم باشد او معذرت خواهی میکند کوشش میکند همیشه در دسترس باشد تا تو احساس کمی نکنی بسیار انسان ها هر کس را که در پهلوی شان باشد دوست خطاب میکنند پس باید به دنبال چیزی میبودن که دوست های واقعی را با ان بشناسند ان کلمه یعنی بهترین دوست من است زمانی کسی را بهترین دوست خود خطاب میکنیم که به اندازه به درد بخور او را بشناسیم وبدانیم که اگر ما درد بکشیم حتی به اندازه کمی برای او نیز تاثیر گذار است خوب در دنیا این قسم انسان ها اندک اند یا میتوان گفت نایاب ترین انسان ها هستند زیرا بعضا در انتخاب دوست اشتباه میکنیم از این رو است که باید دقت کافی در انتخاب کسی که او را بهترین دوست میدانیم را داشته باشیم زیرا کسانی که زمانی برای انها نفع داشته باشی حاضر اند از جان خود بگذرند قسمی خود را به تو معرفی میکنند که احساس میکنی انها بهترین انسانهای ان که در روی زمین موجود است اما زمانی که چیزی دردست نداشته باشی انوقت است که میتوانی تازه کم کم کسی را که فکر میکردی او را خوب شناختی بشناسی پس از اینرو است که هرکسی بهترین دوست نمیشود در زندگی من هم انسانهی هستند که هنوز موفق نشدم که انها را بشناسم ولی بعضی را هم خیلی خوب شناخته ام زیرا انها برای من امید های از دست رفته ام را زنده نگه میدارند روزی بود که هیچ کس را بهترین دوست خطاب نمیکردم ولی حال اگر بخواهم هم نمیتوانم زیرا همیشه در پهلوی من قرار دارند اگر شما نیز مثل من فکر میکنید بهتر است نظریه خود را تحقیر دهیدچون در بدترین لحظات کسی خواهد بود که تو را یاری می کند در حالیکه در لبه ضخره ای دستت را می گیرد بعداز این به او اعتماد می کنی بااو میخندی بااو گریه می کنی با او را در اسمان زندگیت ستاره ای میسازی که بدون او اسمان زندگیت خالی باقی میماند اگر چه دوراز هم اما رویاها یکییست درد هایکیست ارزوها یکیست . با گذشت زمان مانند یک روح در دو جسم می شوی مانند گلی میشوی که بدون نور افتاب پجمورده وزیبای خود را از دست می دهد یا مثل چتری میشوی که در انتظار باران است همچین کسی در زندهگی من زمانی داخل شود که ناکامی ها مرا به سوی گرداب زنده گی میبردن دستم راه گرفت وباعث شود که با دید تازی به زنده گی نگاه کنم وتنها غم هایش را نه بلکه از خوشی هایش نیز مستفید شوم او به قهرمان زنده گی من تبدیل شود زمانی در زندهگیم داخل شود که دیگرقدرت مقابله با زنده گی را نداشتم تمام توان خود را از دست داده بودم خسته بودم در حالیکه او کاملا اندیشید متفاوتی داشت یادم است که برایم میگفت اگر در مقابل هر مشکل کوچک سر خم کنی به زودی از اسمان به زمین خواهی خورد وهمه رویاهایت به کابوس تبدیل خواهند شود خود را کوچک نشمار اگر این قسم فکر کنی در بین پاهای افرادلاگد مال خواهی شود . او کشتی شکسته در حال غرق مرا به ساحل خوشبختی ها سوق داد در حالی که فکر میکردم که من نه لیاقت خوشبخت بودن وچانس ان را ندارم و زندگیم با غم شروع وبا غم ختم خواهد شداما او در سدد این بود که تمام این فکر ها را از سرم بیرون کند مثلیکه میخواست من با دید جدید به زندگیم بنگرم وکاملا موفق شودامیدوارم در زنده گی خود مانند من خوشبخت باشید واطراف تان پر از کسانی باشد که تحمل درد ورنج شما را نداشته باشد وبخواهد که خود را قهرمان شما بسازد در زنده گی هرگز به فکر ناامیدی نباشید حتی لحظه به فکر نا امیدی نباشیدواو را در سر مپرورانید به اطرافیان تان ببیند که اگر در دستتان انتراکتی وصل باشد چگونه شما را در اغوش میگیرند طوری که فکر میکنی که انها مریض باشند نه تو



About the author

shimaamiri

شیما امیری متعلم صنف یازدهم هستم یکتن ازشاگردان لیسه نسوان حوض کرباس کشورمن افقانستان ولایتم هرات میباشد

Subscribe 347
160