اقتصاد از دیدگاه اسلامی

Posted on at


انسان منحیث یک موجود پویا و فعال غرض امرار معشیت خویش به کار ضرورت دارد. کار عبارت از بکار انداختن نیروی فکری و جسمی غرض امرار


معاش، و معاش مجموعه عواید است که انسان توسط آن مشکلات مادی خویش را حل کند مجموعه روابط مادی در ساحه توسعه به گونه ی تعریف اقتصاد


است. اما اقتصاد دانان تعاریف مختلف از اقتصاد دارند.


که میتوان به یک تعریف آن اکتفا کرد صرف مساعی افراد بشر تحت یک پلان منظم غرض بدست آوردن معشیت ها یا به تعریف دیگر اقتصاد چیگونه


 مصرف کردن است بدین معنی است که آن داشته های مادی خویش را چنان مصرف نمایم که احتیاجات مارا به صورت مطلوب برآورده کند کم خرج کردن


اقتصاد نیست زیاد مصرف کردن هم اقتصاد نیست بل چیگونه مصرف کردن اقتصاد است.


نظر به سیر تکاملی اقتصاد که از قرن پانزدهم هجری شده مطالب چون فزیوکرات ها مرکانتلیست ها و کلاسیک ها ارائه داده اند که یکی زمین دیگری طلا و


 نقره منبع اقتصاد گفتند اما کلاسیک ها کار را منبع اقتصاد قرار داده اند:



به طور مجموع نظر به رشد نظریات اقتصادی سه نوع اقتصاد تا حال مورد بحث اقتصاد دانان بوده است.


1: اقتصاد سرمایه داری یا همان اقتصاد بازار که امروزه اکثریت کشور های جهان چون افغانستان پالیسی اقتصادی خویش قلمداد نموده اند در این نظام که


چی تولید کند به کی تولید کند برای چی اندازه تولید کند.


آدم اسمیت پدر اقتصاد در سال 1776 کتاب ثروت ملل را نوشت که میتوان گفت اساس اقتصاد سرمایه داری را گذاشت.


انگلس و مارکس دو یهودی بودند که اقتصاد اشتراکی یا سوسیالستی را اساس گذاشتند و دولت را بر خلاف نظریه اقتصاد  بازار تنظیم کننده امور  قلمداد نمودند.


هدف ما از نظام اقتصادی نظام اقتصاد اسلامی است که همه امور را به صورت گسترده و وسیع و بر مبنی آیات قران شریف احادیث نبوی ویا نخبگان


اسلامی تشریع مینماید و هدف نهایی آن عدالت اجتماعی میباشد که در آن تمام بنده گان خدا به صورت مساوی میتواند از نعمات خداوندی برخوردار شودند.


اقتصاد اسلامی را چنین تعریف مینمایند: عبارت از مجموعه قواعد کلی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حل مشکلات اقتصادی در


 راستای تامین عدالت اجتماعی برای نیل به سعادت بشر و رسیدن به امعه فاضله ای که تمام پیامبران به آن تلاش کرده اند و همان طوریکه تمام نظریه


پردازان اسلامی مسئله را از دید گاه خود طرح کرده اند و به آن جنبه عملی داده ان و خیلی کوشش نموده اند تا امور جامعه خود را


 بر اساس آن تنطیم نمایند مسئله اقتصاد در اسلام جایگاه خاص خویش را داشته و تمام علمای اسلام نگرش خاصی به آن داشته اند.


اولین نگرش اسلامی در مورد اقتصاد بر قناعت و پرهیز از مصرف گرایی است: انسان مومن انسان قانع است قانع به چیزی که خداوند بر وی از راه حلال


داده است به همین سبب از که از مصرف گرایی و خرج بیهوده دوری دارد. چنانچه در اقتصادغربی نیاز های انسان ها را نا محدود و امکانات اقتصادی را


محدود میدارد در حالی که در دین مقدس اسلام منابع و امکانات نا محدود معرفی میشودچنانکه ترجمه سوره ابراهیم آیه 34 این موضوع را به صراحت


میگوید. ( اگر بخواهید نعمت های خداوند را در شمار بیاورید نمیتوانید نعمت های خداوند را به حد و حصر محدود کنید) از این آیه مبارکه میتواند چنین


استنباط شود که خداوند نعمت های فراوان برای بنده گان خود داده است و این بنده گان است که با شکر گذاری در حد مصرف از نعمت های خداوند استفاده کند.



اسلام مسئله اقتصاد را (بر اساس اصالت انسان) به عنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها میتواند قسمتی از نواحی حیات انسانی را تنظیم کند، مورد


توجه قرار داده و حل مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم  میداند


ترجمه:


و اگر مردم ایمان آورده و پرهیز گار بودند، ما ابواب برکات زمین و آسمان را بر آنها گشوده بودیم.


خداوند تعالی تمام برکات و نعمات خویش را که از زمین تا آسمان از عرش تا فرش از شمال تا جنوب از شرق تا غرب بر بنده گان خویش خلق نموده فقط


بخاطر پرهیز گاری و پرستش اوست هر انسان مومن با پرستش خداوند از نعمت های خداوندی استفاده نماید.



اسلام اقتصاد را در جهت اهداف عالیه و بلند مرتبه و ترقی و تعالی بشر دانسته و کلیه موارد را که نگرش های غیر اسلامی داشته میدارد و بر بنده گان


خویش تاکید دارد تا بر اساس ضروریت های خویش استفاده نمایند.


واضع است که اسلام جایگاه اقتصاداسلامی را بصورت بسیار واضع و شفاف تعین نموده چنانکه پیروان دیگر نظام های اقتصادی چون کلاسیک ها نیو


کلاسیک ها کنز در رابطه نظرات خاص خویش را ارائه نمودند بطور مثال کلاسیک ها بازار آزاد را نیو کلاسیک ها زمینه کار آفرینی و اشتغال زایی را


مکتب شیکاگو نقش آموزش را مکتب سوداگران صادرات وواردات را تعین نمودند. اما آهین مقدس اسلام عدالت اجتماعی را برای ترقی و تعالی انسان را


معیار قرار داده به همین ترتیب در توزیع ثروت نیز دین اسلام معیار های چون حفاظت از عدلت اجتماعی حفظ حقوق مردم تقسیم مالکیت را عنوان کرده


است و راه های نا مشروع چون ربا و سود را حرام گردانیده است و قوانین اسلامی را با استفاده از حقود اسلامی معیار ساخته که میتوان به مضاربه


،مزارعه ،مساقات ،بیع، اجاره ، جعاله اشاره نمود امید وارم نوشته زیر که خلص از اقتصاد اسلامی بود مورد علاقه مندی شما  قرار گرفته باشد.





About the author

SaharAkbarzade

Sahar Akbarzade is 9th class student in Mahjube Herawi High School. She has interest to play volleyball.

Subscribe 167
160